خانه / مقاله و مطالب / نقدی بر آثار محتوا گرا که ساختار فنی را فدای پیچش محتوا می‌کنند
محتوا آثار موسیقی رپ هیپ هاپ

نقدی بر آثار محتوا گرا که ساختار فنی را فدای پیچش محتوا می‌کنند

پرده اول – نگاه مطلق گرا

لامپ اتاق‌تان را در نظر بگیرید. در حال حاضر روشن است یا خاموش؟ مسلما پاسخ شما، خارج از دو حالت نیست. یعنی امکان پذیر نیست که لامپ همزمان هم خاموش باشد و هم روشن. ممکن است در یک لحظه لامپ روشن و در لحظه دیگر خاموش باشد (حالت چشمک زن) اما در هیچ تقسیم زمانی، لامپ نمی‌تواند هم خاموش و هم روشن باشد.

این نوع نگاه را به پدیده‌های پیرامون‌تان بسط بدهید. دیوار مقابل‌تان یا وجود دارد و یا وجود ندارد. فردا یا خواهد آمد و یا نخواهد آمد. در هیچ یک از موارد، امکان ندارد وجود و عدم وجود درکنار یکدیگر رخ بدهند. به گزاره مقابل توجه کنید. «مهلت فصل نقل و انتقالات فوتبال اروپا در روز چهارشنبه ۳۱ آگوست ۲۰۱۶ به پایان می‌رسد.» معنای جمله کاملا روشن و قطعی است. هیچ گونه تردید و یا معنای پنهان چند پهلویی در این گزاره خبری مشاهده نمی‌شود.

پرده دوم – نگاه نسبی گرا

محتوا آثار موسیقی رپ هیپ هاپ

تصویر بالا را در نظر بگیرید. برداشت شما از این تصویر چیست؟ این عکس، مرد میانسالی را در کنار زنی جوان و زیبا نشان می‌‌دهد. عکس مذکور اولین بار در یک مجله همراه با مقاله‌ای در مورد کافه‌های پاریس به چاپ رسید. بار دیگر در بروشور انجمن مبارزه با نوشیدنی‌های الکلی چاپ شد (به خاطر این که در مقابل آن دو نفر، ۴ لیوان نوشیدنی قرار دارد – در مقابل مرد یک لیوان پر و یک لیوان خالی، در مقابل زن یک لیوان نصفه و یک لیوان پر). دفعه سوم در یک روزنامه با موضوع فحشا در پاریس چاپ گردید. روبرت دوانو، فرم این عکس را با کمک گرفتن از دوستان خود به عنوان مدل، با سلیقه خود چیده است. برداشت شما از این عکس چه بود؟ با کدام یک از برداشت‌ها مطابقت داشت؟

متن زیر را در نظر بگیرید:

All birds find shelter during a rain. But Eagle avoids rain by flying above Clouds. A.P.J. Abdul Kalam

مدرس زبان عمومی دانشگاه ما، متن کوتاه فوق را جهت ترجمه در اختیار دانشجویان قرار داد و از دانشجویان درخواست کرد که در کنار ترجمه، پیام نگارنده و معنای پنهان آن را پیدا کنند. از همان ابتدا به جاهلانه بودن این موضوع اعتراض کردم و برداشت محتوا را کاملا نسبی دانستم. با این حال دانشجویان برداشت‌های خود را ارائه کردند و همان طور که قابل پیش بینی بود، برداشت‌ها بسیار متفاوت از یکدیگر بود. یکی شجاعت عقاب را تحسین کرده بود، دیگری قدرت و فردگرایی را عامل موفقیت می‌دانست، عده‌ای راه حل مشکلات را فرار از صورت مسئله می‌پنداشتند و در مجموع هیچ دو برداشت مشابه‌ای ارائه نشد.

در نهایت مدرس برداشت اصلی را چنان توصیف کرد که مشکلات رایج هستند اما « نوع نگاه» است که سبب ایجاد تفاوت می‌شود. این پیام در پایان جمله اصلی ذکر شده بود اما مدرس از ذکر آن خودداری کرده بود که البته این پیام خود به نوعی گویای نگاه نسبی است. غرض از این مقدمات این است که دو نوع نگرش جاری یعنی «مطلق گرا» و «نسبی گرا» را به اختصار معرفی کنیم.

پرده سوم – وجه محتوایی آثار

اساسا برداشت‌ها نسبی و با توجه به پیش زمینه ذهنی و دیگر عوامل مرتبط با آن صورت می‌گیرد.

به عقیده من، در هنگام مواجه با وجه محتواییِ آثار هنری، نگاه نسبی گرا است که موثر واقع می‌شود. همان گونه که در مثال‌های پرده دوم گفته شد، برداشت‌ افراد از تصویر شماره یک و متن مذکور متفاوت از یکدیگر است. در همین راستا بدیهی است که برداشت مخاطب از محتوای آثار نیز نسبی باشد. اساسا برداشت‌ها با توجه به پیش زمینه ذهنی و دیگر عوامل مرتبط با آن صورت می‌گیرد. پیش از ادامه بحث، توجه شما را به تعاریف زیر جلب می‌کنیم.

معنای عینی (غالبا مطلق):

معنای عینی روشن و واضح است. همان معنای آشکار و قابل لمسِ جمله را معنای عینی می‌نامیم. به عنوان مثال، معنای عینی متنی که در پرده دوم به آن اشاره شد، این است که همه پرندگان در هنگام بارش باران به دنبال سرپناه هستند و این گونه زمان و انرژی زیادی را مصرف می‌کنند اما عقاب با پرواز بر فراز ابرها به راحتی از باران در امان خواهد بود. معنای عینی گزاره خبری پرده اول نیز دقیقا خود آن جمله است. اگر توجه کنید، معنای عینی وابستگی به ذهنیت مخاطب ندارد. نوع به کارگیری واژه‌ها و دستور نگارش، بار معنایی (عینی) جمله را به آسانی روشن می‌سازد. لازم به ذکر است که تشریح و توصیف محتوای آشکار را تحلیل محتوا می‌نامیم.

معنای پنهان (غالبا نسبی):

معنای پنهان یا پیام محتوا، وابسته به ذهن مخاطب است. برداشت‌هایی که برای مثال‌های پرده دوم ارائه شد، درواقع معنای پنهان جمله و تصویر شماره یک بود که هر فرد بنا بر پیش زمینه ذهنی خود آن را ارائه کرده بود.

یکی از مثال‌هایی که همیشه در این مورد استفاده می‌کنم مثال برداشت‌های متفاوت مسلمانان از قرآن است. القاعده، داعش و دیگر گروه‌های مشابه پیام‌هایی را از محتوای قرآن برداشت می‌کنند که جنایت‌هایشان را توجیح می‌کند. عده ای دیگر برداشتی نرم تر دارند و عمده مسلمانان را تشکیل می‌دهند. برخی نرمی را در حد تغییر ماهیت گسترش داده‌اند که آن را با نام اسلام آمریکایی می‌شناسیم. اگر توجه کنید محتوا و متن منبع آن‌ها یکسان است اما هر کدام معنای پنهان یا پیام محتوا را به گونه‌ای متفاوت برداشت می‌کنند. اضافه کنم که هویدا کردن زوایای پنهان محتوا را تفسیر محتوا می‌نامیم.

امید نگارنده بر آن است که تا این جا، با توجه به مثال‌هایی که مطرح شد، نسبی بودن برداشت مخاطب از محتوا اثبات شده باشد. چنانچه در این مورد توجیح نشده‌اید، مطالعه کتاب «درباره نگاه به عکس‌ها» را پیشنهاد می‌کنم. مثال تصویر شماره یک نیز از این کتاب وام گرفته شده است. همچنین مطالعه کتاب‌هایی در زمینه زبانشناسی (کتاب بررسی زبان – یول جورج) و روانشناسی اجتماعی (کتاب حیوان اجتماعی – الویت ارونسون) نیز می‌تواند مفید باشد. کتاب «آگاهی» نوشته سوزان بلکمور نیز در این مورد می‌تواند به شما کمک به سزایی کند.

آثار محتوا گرا در موسیقی رپ فارسی

در طول مدت اخیر، تعداد آثار محتوا گرا در موسیقی رپ فارسی افزایش و در موازات آن نکاتی قابل تامل جریان یافته است. در ادامه این نوشتار به بررسی این نکات خواهم پرداخت.

آثار محتوا گرا، چرا؟ با چه هدفی و تا چه حد موفق؟

هر بار بعد از شنیدن آثار محتوا گرا پرسش‌های متعددی در ذهن طرح می‌شود. هدف خواننده از تولید این اثر چیست؟ خواننده به دنبال انتقال پیام قاطعانه است یا صرفا دعوت به تفکر برای او کفایت می‌کند؟ توقع خواننده در تاثیرگزاری چگونه است؟ آیا خواننده در جایگاه ارائه پند، نصیحت و حکم صادر کردن است؟ چگونه است که خواننده اثر خود را در تمام زمینه های بشری صاحب نظر می‌داند؟ اثر تولیدی او قرار است موسیقی باشد و یا کتاب شعر فلسفی؟ موسیقی رپ، دکلمه و یا شعرسرایی؟ ذکر محتوای تکراری و پراکنده‌گویی برای چیست؟

متن آثار محتوا گرای رپ فارسی پیچیده و مملو از صنایع ادبی است. مبهم‌گویی و پراکنده‌گویی بسیار رایج شده است.

همان گونه که گفته شد، برداشت مخاطب از محتوا «نسبی» است لذا اگر هدف خواننده انتقال پیام قاطعانه باشد، باید بسیار محتاطانه و آشکار بنویسد تا مخاطب دچار سردرگمی نشود. با این حال متن آثار محتوا گرای رپ فارسی پیچیده و مملو از صنایع ادبی است. مبهم‌گویی و پراکنده‌گویی بسیار رایج است. تکرار در آن بسیار چشم‌گیر است، اشاره به مفاهیم تکراری همانند رسانه، دولت، سیستم، شستشوی فکری و الی آخر دیگر تازگی قبل را ندارد. موضوع در آن آثار نقش چندانی ندارد و یا درست بکار گرفته نمی‌شود. در متن آثار، نظام فکری روشنی جریان ندارد و به همه چیز اشاره می‌شود اما پرسشی، پاسخ داده نمی‌شود. در نتیجه نمی‌توان توقع داشت که انتقال پیام به درستی انجام بپذیرد.

همچنین دعوت به تفکر در میان این هجمه بی‌نظمی اندکی ناعادلانه است و مخاطب در هنگام مواجه شدن با دریایی از اطلاعات درهم، دچاره سردرگمی می‌شود. توجه افراطی به «معنای پنهان» در آثار محتوا گرا این سوال را مطرح می‌کند که مخاطب قرار است موسیقی بشنود و یا کتاب شعر فلسفی؟ کشف رموز محتوای این آثار نیازمند وقت و انرژی است. با استفاده از تحلیل و تفسیر محتوا باید به جان متن اثر افتاد و تک به تک ابیات را مورد بررسی قرار داد لذا در همین حین قالب موسیقیایی اثر نادیده گرفته می‌شود.

دقیقا ارائه این محتوا در قالب موسیقی به چه علت صورت می‌پذیرد، آن هم در شرایطی که توجه چندانی به قالب موسیقیایی اثر نمی‌شود و استقبال از این قالب شبه موسیقیایی اندک است؟

تاثیرگزاری این آثار وابسته به ساختار موسیقیایی آن‌ها و استقبال مخاطب است. همان طور که مشاهده می‌شود در مقابل موسیقی رایج، از چنین آثاری چندان استقبال نمی‌شود. ضعف این آثار در برقراری ارتباط حسی ملموس است. فارغ از این مسئله، تجربه شخصی من در ارتباط با مخاطبان این آثار، ثابت کرده است که تاثیرگزاری چنین آثاری در حوزه عمل گرایی شنونده‌های این سبک نیز محدود است. افراد مدعی اهمیت محتوا و اندیشه‌اند اما از برخورداری نظام فکری و عمل به آن محروم هستند لذا تاثیرگزاری هم به لحاظ کمی و هم کیفی مطلوب نیست.

بنابراین بار دیگر این پرسش مطرح می‌گردد که هدف چیست و چه قدر در دستیابی به هدف موفقیت به دست می‌آید؟

نفش کم رنگ فرم

متاسفانه اکثر آثار محتوا گرا به نوعی دارای ضعف ساختاری (فنی) هستند. دو مورد از اساسی ترین ویژگی‌های بارز موسیقی رپ، نحوه بیان و ساختار ادبی است. اگر به آثار اصیل رپ توجه کنید، کوبندگی در بیان و لحن کوچه بازاری آن آثار قابل لمس است. همچنین ساختار ادبی متن آثار هماهنگ با لحن بیان، صحبت محور و عامیانه هستند. به همین علت گاها به طنز گفته می‌شود تشخیص صحبت عادی رپرهای آمریکایی از رپ کردن آن‌ها دشوار است.

متاسفانه در خیلی از موارد این دو مورد در آثار محتوا گرای رپ فارسی نادیده گرفته می‌شود. نحوه و لحن بیان و همچنین ساختار ادبی متن آثار شعر گونه است. پیشنهاد می‌کنم چند اثر در سبک دکلمه را به انتخاب خودتان بررسی کنید. به شباهت‌های ساختار ادبی و لحن بیان آن‌ آثار و آثار محتوا گرای رپ توجه کنید.

یکی از مسائلی که موجب فاصله گرفتن این آثار از سبک رپ می‌شود، ماهیت اینسترومنتال این آثار است.

یکی دیگر از مسائلی که موجب فاصله گرفتن این آثار از سبک رپ می‌شود، ماهیت اینسترومنتال این آثار است. بیت‌ها (Beat) غالبا خلوت و عاری از درام‌های شناخته شده رپ ارائه می‌شود. در نتیجه با میکس اجرای شعرگونه رپکن، اثر از لحاظ فلو و اجرا دچار ضعف می‌شود.

انتقال حس نیز از مواردی است که در آثار محتوا گرا دارای ضعف است. لحن بیان عده‌ای دیگر، به نوعی روزنامه خوانی است، واژه‌ها خشک و بدون حس ادا می‌شود لذا انتقال حس مناسب صورت نمی‌گیرد. گاها ضعف در ایجاد و حفظ ریتم، چیدمان و وزن قافیه نیز مشاهده می‌شود.

تکلیف چیست؟

ابتدا باید توجه کنید ایرادهای مذکور تنها در صورتی صادق است که این آثار را بر مبنای رپ بودن ‌آن‌ها بررسی کنیم. اگر خواننده اثر مدعی سبکی نو و جدید باشد، ایرادهای وارده در بخش ساختار فنی صادق نخواهد بود. همچنین اگر صاحب اثر اصرار بر فعالیت در سبک داشته باشد باید برای فاکتورهای موسیقی رپ اهمیتی بیشتری قائل شود.

به عقیده من برای تولید یک اثر مطلوب با محتوای مناسب باید نخست به «اصل تناسب» توجه کرد. صاحب اثر باید پیش از هر اقدامی «موضوع» مناسبی را انتخاب کند. اگر قرار است در سبک موسیقی رپ فعالیت کند باید:

  • حدالامکان از واژه‌هایی با باره بیانی شعرگونه استفاده نکند
  • لحن بیان مناسب با فضای اثر و البته عاری از هر گونه لحن دکلمه‌وار و شعر‌گونه انتخاب گردد
  • میان معنای عینی و پنهان تعادل برقرار باشد و پیام اصلی قابل فهم ارائه شود
  • از صنایع ادبی در جایگاه مناسب استفاده شود
  • وزن و چیدمان قافیه مناسب باشد و همچنین اجرای کوبنده را در دستور کار قرار گیرد
  • انتخاب اینسترومنتال اثر منطقی و بر مبنای سبک رپ صورت پذیرد
  • حدالامکان از ابهام و پراکنده‌گویی خودداری شود

در نهایت باز هم تاکید ویژه، بر رعایت اصل تناسب در تمامی سطوح است.

سخن پایانی

پیش‌تر در مقاله ای جداگانه روش صحیح نقد در موسیقی رپ تشریح شد. همان طور که اشاره کردیم امروزه شیوه نقد رایج در موسیقی رپ فارسی در واقع به ھمان تحلیل و تفسیر محتوای آثار تبدیل شده است. در این نوشتار سعی کردیم نسبی بودن برداشت و تفسیر محتوا را به اثبات برسانیم. به عقیده من در نقد آثار محتوا گرا باید همانند آثار فرم‌ گرا و بر اساس اصول مطرح شده در نوشتار پیشین عمل کرد. تنها نکته‌ای که باید به آن اضافه کنم، این است که منتقد می‌تواند به جای تحلیل و تفسیر محتوا، به نقد عقاید مطرح شده بپردازد و شیوه بیان و نحوه به کارگیری صنایع ادبی را نقد کند.

تمام تلاش من در نوشتار حاضر، جهت اثبات نسبی بودن محتوا و در موازات آن رد نقدهای رایج بوده است. امیدوارم در آینده کمتر شاهد تحلیل و تفسیر محتوا تحت عنوان نقد باشیم. تحلیل و تفسیر می‌تواند در قالبی جداگانه و با عنوانی مناسب‌تر صورت بگیرد هرچند نیاز چندانی به چنین فعالیت‌هایی وجود ندارد.

همچنین در این مقاله سعی شد نکاتی قابل توجه راجع به آثار محتوا گرا مطرح شود. توجه کنید اگر در این نوشتار از ذکر مثالی از آثار محتوا گرا خودداری شد به چند علت است. اول این که نگارنده متصور است مخاطب با مطالعه این متن می‌تواند آثار مذکور را به آسانی شناسایی کند و قصد ندارد پیش زمینه منفی نسبت به آثاری خاص ایجاد کند.
دوم این که ایرادهایی که مطرح شد، تماما در یک اثر مشاهده نمی‌شود. به عنوان مثال ممکن است لحن بیان در یک اثر شعرگونه نباشد اما ضعف موضوع و پراکنده‌گویی قابل لمس باشد لذا نیاز به ذکر آثار متعددی بود که در این صورت به حجم نوشتار بسیار اضافه می‌شد.
سوم این که با ذکر نام آثار محتوا گرای مورد نظر، امکان داشت محتوای نوشتار حاضر جهت‌دار و در راستای تخریب هنرمندان خاص تصور شود.

لازم به ذکر است که در این نوشتار به جهت کمبود وقت، در پاره‌ای از موارد کلی‌گویی صورت گرفته است لذا برخی از موضوعات مطرح نشده و همچنین به برخی دیگر به شایستگی پرداخته نشده است. به این نکته نیز باید اشاره داشت که همیشه احتمال اختلاف نظر در زمینه‎های مورد بحث وجود دارد، نویسنده شخصا هیچ‌گاه حکمی صادر نکرده و نوشتارها را مبرا از خطا و نقد نمی‌داند. امیدواریم در مجالی دیگر، کاستی‌های وارد بر متن جبران شود.

نویسنده: علیرضا

اشتراک گذاری:
کانال «چی رپ» در تلگرام

۸ دیدگاه

لطفا از حروف فارسی برای درج نظرتان استفاده کنید و از ادبیات زشت بپرهیزید

  1. اتفاقا دیروز داشتم به همچین چیزی فک میکردم که تا میایم معنی یه قسمتشو بفهمیم، قسمت دیگش رد میشه و..
    سپاس از نقد منطقی و حرفه ای و وقت زیادی که واسش گذاشتین
    بدرود

     
  2. ولی کاش چندتا مثال میزدین.
    دمتون گرم

     
  3. Ba salam va khaste nabashid faravan
    Aval y tashakkor va ghadrdanie kheyli makhsoos az shoma babate site khubetun
    Dovom ehsas narahati va ta-assof baraye mokhatabane rap e pars k in site be in khubi va dar bar darandeye hame ab-ade rap va kolli tar hip-hop amma bazdid konandegane nesbatan kami dare nesbat b site hayi k hadafeshun faghat tabligh kardan va kasbe daramade…
    Va akhar mamnun babate matlabe awlitun vaghean mofid bud va estefade kardam
    B omide ruzi k page whatrap dar instagram be page aval hip-Hop pars tabdil beshe…
    Sepas

     
  4. خسته نباشید…..عالی بود…

     
  5. تا حالا از این دید به این جور آهنگا نگاه نکرده بودم.
    همیشه از آهنگایی که بیشتر توش از آرایه ها استفاده میشه و پیچیده تره تعریف میشه ولی واقعا همه نمیتونن راحت این آهنگارو درک کنن.

     
  6. یکی از دلایل رکود فعلی رپ فارسی روی آوردن خیلی از خواننده ها و آهنگسازا به این نوع آهنگهاست

     

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.