خانه / مقاله و مطالب / مشکلات «عامه پسندی» در موسیقی و فرهنگ هیپ هاپ
موسیقی عامه پسند

مشکلات «عامه پسندی» در موسیقی و فرهنگ هیپ هاپ

متاسفانه اکثر پدیده‌های نوظهور بعد از مدت کوتاهی دچار تغییر در مسیرهای درون خود می‌شوند، این موضوع از خیلی جهات اجتناب ناپذیر است اما قابل کنترل. هیپ هاپ پدیده ای که ابتدا یک جنبش بود به مرور وسعت گرفت و با ترکیب المان های متفاوت و گذر زمان تبدیل به یک فرهنگ گشت، روشی از زندگی. این گسترش همراه با تغییرات زیادی بوده است، تغییراتی گاه مثبت که موجب پیشرفت آن شده و گاه تغییراتی منفی که باعث انحتاط آن گردیده است.

متاسفانه میزان انحتاط در این پدیده به گونه ای بوده که از دهه های پیش علی رغم تلاش بسیاری از فعالین این حوزه از کنترل خارج گشته است. بسیاری در این باب آلبوم های رپ منتشر کرده‌اند و درون قطعه های صوتی مجموعه‌های خود نسبت به این معضل هشدار داده اند، بسیاری نیز به ایجاد راهکار پرداخته اند، بسیاری با ایجاد آثار دیوارنگاری و بسیاری نیز با انتشار مقالات تخصصی و نیمه تخصصی و با تحقیق در هیپ هاپ سعی در به کنترل در آوردن موج عامه پسندی کرده اند.

حال با گذشت بیش از یک دهه از این تلاش‌ها متوجه می‌شویم که این فعالیت‌ها تاثیر کمی داشته‌اند و موج و تفکر عامه پسندی که دامن گیر این فرهنگ ناب هنری شده از کنترل خارج شده و بر تفکر حفظ ارزش ها و اصالت هیپ هاپ پیشی گرفته است.

نگارنده در این مقاله قصد ضربه زدن و نابودی تفکر عامه پسندی را نداشته و تنها خواهان ارتقای سطح آگاهی مخاطبین هیپ هاپ مخصوصا هیپ هاپ ایرانی برای به کنترل در آوردن این تفکر عامه پسندی می‌باشد. از نظر نگارنده عدم کنترل این موج قطعا ضررهای فراوانی به اصل و ریشه هیپ هاپ وارد خواهد کرد.

قبل از پرداختن به بدنه اصلی موضوع این مقاله جا دارد دو موضوع را مجدد یادآور شوم. همان طور که در مقاله «موزیک مارکتینگ» بدان اشاره کرده بودم، دو جریان در عنصر رپ مقابل هم قرار دارند که به اختصار آن ها را بازگو می‌کنم که می‌توان آن را به هر زمینه هنری بست داد:

مین استریم: مین استریم بودن یک هنرمند این موضوع را بیان می‌کند که او همراه با تفکر عموم جامعه در حرکت است. یک هنرمند که در جریان مین استریم قرار دارد در اثرهایش تنها به بیان خود مشکلات می‌پردازد و به علت مشکلات پیش آمده توجه نمی‌کند. مین استریم جریانی است که تعیین می‌کند در دنیای امروزه شما چگونه باشید و چگونه عرضه کنید، یعنی جریانی که مورد قبول اکثر مردم یک جامعه است.

زیرزمینی: زیرزمینی بودن یک هنرمند این موضوع را بیان می‌کند که تفکرات او بازتاب روشنی از جامعه‌ای است که درون آن زندگی می‌کند و بر خلاف باور عموم مردم، مطالبی را ارائه می‌دهد که تازگی دارند و قابل تفکر و تامل هستند.

یک هنرمند زیرزمینی علت مشکلات را در اثرهایش بیان می‌کند نه تنها خود مشکلات را. این نکته بسیار حائز اهمیتی است که اغلب توسط مخاطبین مورد توجه قرار نمی‌گیرد. یک هنرمند زیرزمینی تنها به فکر اهداف خویش و پیشرفت زمینه فعالیت و حل مشکلات است، کمتر به حواشی می‌پردازد و سعی نمی‌کند تا اثرهایی حتما مطابق با سلیقه عموم جامعه ارائه دهد.

جریان زیرزمینی سلایق گوناگون را عرضه می‌کند و این عرصه را برای هنرمندان فراهم میاورد تا به صورت آزادانه و به دور از ترس از قابل قبول واقع نشدن آثارشان، به عرضه‌ی آنها بپردازند. یک هنرمند هنگامی در جریان زیرزمینی قرار داده می‌شوند که خود را محدود به تفکر عموم و خواسته عموم نگرداند.

با توجه به دو تعریف بالا، جریان مین استریم همان جریان عامه پسندی می‌باشد. در ویکی‌پدیای فارسی آمده : «مین استریم اندیشه‌ای را گویند که در زمانه‌ای، رایج و گسترده باشد. این جریان، شامل فرهنگ عامه و فرهنگی رسانه‌ای می‌شود که اغلب توسط رسانه‌های گروهی ایجاد می‌شود. پس نتیجه می‌گیریم جریان مین استریم، محدود به موسیقی و هنر نیست بلکه به هر جریانی که در جامعه رایج باشد مربوط می‌شود.»

هنوز هم هستند کمپانی ها و یا تشکل های هنری در اروپا و آمریکا که با موج عامه گرایی مبارزه می‌کنند و کنترل و نه حذف آن را برای پیشرفت زمینه هنری که در آن فعالیت دارند لازم می‌دانند. چنین مجموعه هایی با این منطق که آثار عامه پسند می‌تواند در دنیای هنر هم مفید و هم مضر باشد فعالیت می‌کنند.

آن‌ها بر این باور هستند که عدم کنترل این موج که اکثریت را در بر می‌گیرد می‌تواند اثرات سوء بر پیکره هنر داشته باشد. برای مثال در حوزه نقاشی و تابلو های هنری، اثری که بیشترین خواهان را دارد و یا در حراجی به بیشترین قیمت فروخته می‌شود لزوما بهترین نیست.

شاید در برهه زمانی یک نوع تابلوی نقاشی آن هم در دنیای امروزه که اطلاعات با سرعت منتشر می‌شوند در یک منطقه جغرافیایی خاص بسیار محبوب شود اما این موضوع اگر کنترل نشود می‌تواند برای هنر نقاشی در سطح جهانی بسیار مضر باشد (تاثیر پروانه‌ای). اگر دست های پشت پرده و سیاست نهفته در معروفیت آن اثر نقاشی را نادیده بگیریم، شاید آن اثر هنری واقعا دارای ارزش پایینی از منظر هنری و نگاه متخصصان باشد، وقت کمی برای خلق آن گذاشته شده باشد. مردم عادی و مخاطبین هنر نقاشی ممکن است بدین مسئله واقف نباشند و صرف اینکه فلان شخصیت معروف از آن حمایت کرده و یا آن حراجی را به راه انداخته پس آن تابلو را به قیمت گرافی بخرند!

این مورد می‌تواند باعث شود اثری که بسیار ارزش بالاتری دارد پشت این موج نادیده گرفته شود و این گونه است که ارزش بالای آن پایین نشان داده می‌شود. این می‌تواند فرصتی برای سایرین باشد که می‌خواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند و این حرکت به ناگهان جهانی می‌شود. حال ببینید اگر چنین فعالیت به ظاهر ساده و غیر مهمی را نادیده بگیریم و آن را کنترل نکنیم چطور با اثر پروانه ای که دارد می‌تواند همانند ویروس در کل دنیا پخش شود. این موضوع در هیپ هاپ هم همین طور است.

مورد بالا یک مثال ساده بود در این مورد که مخاطب این مقاله این موضوع را راحت تر درک کند که چرا و به چه دلیل باید موج عامه گرایی و عامه پسندی را کنترل کرد. این کنترل کردن نیاز به مهارت و تخصص و تجربه دارد، افراد فعال درون آن حوزه باید مسئولیت آن را بر عهده گیرند. این انتظار از جانب مخاطبین هیپ هاپ ایرانی می‌رود که با افزایش سطح اطلاعات و علم خود نسبت به هیپ هاپ جهانی و تاریخچه هیپ هاپ ایرانی به متخصصین در این مهم یاری رسانند.

در هیپ هاپ هم داستان دقیقا بدین نحو می‌باشد، برای مثال در سبک موسیقی رپ که یکی از المان‌های مهم هیپ هاپ می‌باشد، شاهد همین ناهنجاری هستیم. چه بسیاری از رپکن ها وجود دارند که در دنیا و ایران از نادیده گرفته شدن آثارشان شکایت دارند. خدمت این عزیزان باید یاد آورد شد که عدم تلاش تمامی فعالین فرهنگ هیپ هاپ فارغ از این مورد که در هر زمینه ای از رپخوانی گرفته تا دیوارنگاری و غیره، برای افزایش سطح و بار اطلاعاتی مخاطبین هیپ هاپ نتیجه ای جز این که در حال حاضر مشاهده می‌کنید نمی‌دهد و باعث بدتر شدن اوضاع می‌شود.

باید با همکاری و متحد شدن در این راستا تلاش کرد تا مخاطبین آثار شما، با آگاهی و علم بالا، خودشان این موج عامه پسندی را بشکنند و گرایش به آثار واقعی هیپ هاپ پیدا کنند و تولید کننده های آثار عامه پسند را از تولید کننده های آثار زیرزمینی بهتر بتوانند تشخیص دهند. بتوانند بدین درک دست پیدا کنند که کدام هنرمند تولید کننده محتوا در هیپ هاپ واقعا به فکر پیشرفت این فرهنگ است و به مخاطبین خود اهمیت می‌دهد و کدام به اصطلاح هنرمند تولید کننده محتوا در این فرهنگ تنها به فکر معروفیت و جیب خود است و صرفا این مسئله را یک سرگرمی می‌داند و به مخاطبین خود اهمیت نمی‌دهد.

کاری بس دشوار و طاقت فرسا که جز با صبر و تلاش و وقف کامل خود در این راه میسر نخواهد شد. عدم کنترل موج عامه پسندی ضرر هایی به همراه دارد و همچون اسبی افسار گسیخته است که افسار آن را رها کنیم و اجازه دهیم به هر سمت که می‌خواهد برود. نباید اجازه داد عوام مردم، دولت ها، افراد خاص و مخابین عادی یک نوع هنر برای مسیری که آن هنر قرار است طی کند را مسیردهی کنند یا قصد عوض کردن بنیان‌های اصلی آن هنر را داشته باشند.

این کار بر عهده اهالی فن و متخصصین آن هنر است. عامه مخاطبین نیاز به نه تنها یک رهبر، بلکه مجموعه ای از رهبران دلسوز و آگاه دارند که در کنار زمینه فعالیت خود در هیپ هاپ به امر آگاهی رسانی نیز اقدام کنند. بیایید هر یک رهبری باشیم که تمام تلاش خود را خواهد کرد تا آسیبی به هیپ هاپ مخصوصا هیپ هاپ ایرانی نرسد، رهبری بی ادعا باشیم که برای هیپ هاپ زحمت می‌کشد و آینده نگر است.

نویسنده: آرش دهستان

اشتراک گذاری:
کانال «چی رپ» در تلگرام

۳ دیدگاه

لطفا از حروف فارسی برای درج نظرتان استفاده کنید و از ادبیات زشت بپرهیزید

  1. هیپ هاپ برخلاف فرهنگ پانک/راک از خرده فرهنگ تبدیل به جریان غالب شده که اگر به جریانات موسیقی راک در دهه ۸۰ میلادی نگاه کنیم گروه های بزرگی مثل متالیکا و مگادث و ایرون میدن هستن که مخاطب عام رو جذب میکنن ولی متالهد ها به عنوان مخاطب اصلی این ژانر از موسیقی به حمایت از بندهای موسیقی مستقل ادامه دادن . اینطور هستش که الان در سبک متال و راک کلی بند موسیقی فعال در سطح جهان با انواع سبک های موسیقی از گاتیک و دوم متال و بلک و سیمفونیک و دث گرفته تا نوپراگ و شنگزی …. . هیپ هاپ هم باید اول به عنوان یک هنر مخاطب واقعی خودش رو پیدا کنه و بعد از مخاطب انتظار حمایت داشته باشه . وقتی شما توامان در آهنگ خودتون از twerk میخونین انتظاری نباید داشته باشین که مخاطب واقعی موسیقی تمایلی نسبت به آهنگتون نشون بده و البته درد اصلی پوله که اگر هنرمند دغدغه نان نداشته باشه هنرواقعی متولد میشه .
    نکته دیگه تاکید زیاد هنرمند های این سبک روی سبک زندگی ناسالم مثل کشیدن ماریجوانا و خوردن الکل هستش گویا که هیپ هاپ بدون مواد و ماشین و دختر امکان پذیر نیست درحالی که بزرگان این سبک مثل راکیم با این موضوع مخالف هستن .
    نکته سوم این هستش که باید این سبک جدی گرفته بشه و به شکلی فرمی از هنر بیان بشه نه به شکل فرم ابتدایی و مبتذل بعضی از خواننده های داخلی و خارجی . اونوقت هستش که ریشه دار تر به حرکت خودش ادامه میده و میشه گفت درحدی هست که مخاطب واقعی موسیقی جذبش بشه

     

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.